پر بیننده ترین مطالب

جمع

نوروز و خاستگاه آن:

1 خاستگاهِ نوروز، وسهم ایرانِ سلجوقی درتثبیتِ آن فرارسیدن عید نوروز...

اطلاعیه مشترک دو ائتلاف سیاسی به مناسبت ٨ مارس

ھمبستگی و ھمگامی با مبارزات زنان ایران تا سرنگونی...

فراخوان احزاب و نیروهای سیاسی کوردستان ایران جهت اعتصاب عمومی چهارشنبە ٣بهمن ١۴٠٣

مردم آزادیخواە کردستان!درحالی کە تورم، بیکاری، فقر و دەها...

برای نجات جان پخشان عزیزی و وریشه مرادی هم صدا شویم

حکومت اسلامی ایران در طول ٤٦ سال گذشته خواسته‌ها...

نوروز و خاستگاه آن:

1

خاستگاهِ نوروز، وسهم ایرانِ سلجوقی درتثبیتِ آن

فرارسیدن عید نوروز را به همۀ خوانندگان گرامی، بهمۀ هموطنان ایرانی وتمام کسانی که
نوروز را درسراسرِجهان گرامی می دارند تبریک می گویم،
سالی همراه با سلامتی وصلح، ونیزدموکراسی وعدالت اجتماعی برای همه آرزومی کنم.
دموکراسی درسه معنای:
یک- آزادی های قانونیِ منطبق با حقوقِ بشر
دو- برابریِ انسانیِ شهروندان درمعنای لَغوِهرنوع تبعیضِ (جنسیتی- تباری، فرهنگی-
زبانی، و دینی وعقیدتی) و
سه- جدائی نهادِ دین ازنهادِ دولت وحکومت، یعنی سکولاریسم ویا لائیسته.
و عدالت اجتماعی هم درمعنایِ تضمین: کار، مسکن، بهداشت وتحصیل برای تمام
شهروندان، و پایان دادن به فقرِبرنامه ریزی شده، درحد بینوائی، درایران.
درعصرِکوتوله های سیاسی، (که جایِ سیاستمداران متوسط هایِ سابق، وغول های سیاسی
اَسبَق نشسته اند)، آرزو برجوانان قدیم عیب نیست!
همانندِ سایر نوشته هایم، بجای توسل به احساسات وتمایلات، درحدِّ داده ها واسناد باقی
خواهم ماند. (چون انسان جایزالخطا است ولی حق تکرارِآنرا ندارد)، اشتباه با دلیل وسند
براین نوشته نیزهمانند هرنوشته ای مرجوع است.

این نوشته شامل سه بخش است:
اول- مقدمه / دوم- خاستگاه و(تاریخچۀ) نوروز/ سوم- سهم ایرانِ سلجوقی درتثبیتِ
نوروز
اول- مقدمه: پدیدۀ نوروزیک پدیدۀ جهانی نیست: درخطِ استوا، همیشه بهاراست وشبانه
روز تقریباً دوازده ساعت می باشد. دردوقطب، همیشه زمستان است، ششماه روزیا شب
است.

2

اما دربخش بین دوقطب وخط استوا، چهارفصلِ: (بهار، تابستان، پائیز و زمستان) بصورت
معکوس دردونیمکره، مطرح اند: بسببِ کروی بودنِ زمین، وبعلتِ انحرافِ محوری آن
(۲۳ درجه و ۴۴ دقیقه) و نیزبیضی نزدیک به دایره بودنِ مدارِزمین، درگردش به
دورِخورشید:
آغازبهار(نوروز) وآغازِپائیز(با شبانه روز۱۲ساعت)، درنیمکرۀ معتدلۀ شمالی، بصورت
معکوس با آغازِ پائیز وشروع بهار درناحیۀ معتدلۀ نیمکرۀ جنوبی همراه است.
همینطورآغاز تابستان (باطولانی ترین روزوکوتاه ترین شب) درنیمکرۀ معتدلۀ شمالی،
باشروع زمستان در بخش معتدلۀ نیمکرۀ جنوبی مصادف است (باکوتاه ترین روز وطولانی
ترین شب) و برعکس.
بنابراین درمناطق معتدلۀ شمالی وجنوبیِ زمین، نسبت به خط استوا، چهارفصل دو بدو(بهار
با پائیز/ وتابستان بازمستان) درمقابل همدیگرند یعنی هیچکدام ازجمله نوروزواول
مهر(پائیز) و آغازِ تابستان و زمستان، پدیدۀ جهانی نمی باشند.
منجم، دانشمند واندیشمندِ بزرگِ جهانِ اسلام، ابوریحانِ بیرونی (که دردربارِسلطان محمودِ
غزنوی وپسرش سلطان مسعود) توانست با برخورداری ازامکانات فراوان، شعاع زمین و
انحراف محوری آنرا(بادقتِ درجه) محاسبه کند، درکتابِ(آثارالباقیه عن القرون الخالیه،
صفحۀ ۳۴۳ ترجمۀ اکبرِ داناسرشت،۱۳۲۱ تهران)، درموردِتعیین آغازِچهارفصل چنین
مینویسد:
تشخیص طولانی ترین روز(اول تابستان) وطولانی- ترین شب (اول زمستان)، نیازبه
دانستن نجوم، هندسه وریاضات ندارد، کافیست درساعت معینی ازروز(مثلاً ۱۲ظهر) سایۀ
مِنارِبلندی را، علامت بگذاریم. کوتاه ترین سایه، بقول ابوریحان:اولِ(“انقلاب
صیفی”:تابستان)(است) و بلندترین سایه، اولِ(“انقلاب شتوی”:زمستان) رامعین میکند.
درحالیکه (“اعتدالین”: اول بهار واول پائیز) رانمیشودشناخت، مگرپس ازاینکه انسان
درآغازِکار:”عَرضِ بَلدومیل کلی را بداند : درجۀ طول وعرض جغرافیائی را نسبت بخط
استوا وقطب شمال؛با انحراف محوری زمین.

دوم- خاستگاه نوروز
کشفِ چهارفصل درمنطقۀ معتدله، بخصوص اولِ بهار:(نوروز) واولِ پائیز، یکی ازکشفیات
بزرگ تمدن بشری است ومربوط به مسئلۀ مهم ” زمان- سنجی ” ، و شهرنشینی می شود.

3

باتوجه به اینکه بنا به علم بیولژی، جامعه شناسی وتاریخ، بشریت ازپیدایشش درافریقا(حدود
۶-۷ میلیون سال پیش) ازمراحلِ تحولی یا تکاملی زیرگذشته است ویا درحال گذشتن است:
۱- عصرشکاروغارنشینی/۲-عصرروستا نشینی ودامداری/ ۳- عصرشهرنشینی سنتی/ ۴-
عصررُنسانس وانقلاب صنعتی وعلمی با حقوق بشر / ۵- عصرانقلابِ انفورماتیک.
۱- عصرشکار: زیستن درجنگل ها وبعدغارنشینی: تا دوازده هزارسال پیش، بشریت همانند
حیوانات، درمرحلۀ شکار وخوردن ازطبیعت، می زیست، درغارها زندگی جمعی داشت
ودر کمونوته ها(همبودیها) زندگی میکرد ومادرتباربود. “زمان- سنجیِ” اومانندِ حیوانات، به
طلوع وغروب خورشید وابسته بود وبه تغییراتِ شکل ماه درطول یکماه (تقویم قمری) توجه
می کرد بی آنکه به”زمان- سنجی” وتعیین وتشخیصِ روزهایِ آغازِچهارفصل وشبانه- روز
برسد.
۲- ازدوازده هزارسال پیش، روستانشینی با اهلی کردن حیوانات وگیاهان واسکان وزیستن
جمعی دریکجا آغازشد. انسانِ روستا نشین ودامپرور، نه ازشکاروطبیعت، بلکه ازتولید
خود میخورد وزندگی میکرد. بصورت کمونوته (همبودی) میزیست وهمچنان مادرتباربود.
ازرویِ رویشِ گیاهان به چهارفصل، جهتِ(کاشت وداشت وبرداشت) آشنا بود. بقول استاد
شهریاربا “نوروزگولی(گل نوروز)” و” قارچیچگی(غنچه برف)”، فرارسیدن بهاررا پیش
بینی میکردو درزمانِ دروکردنِ جووبعد گندم نیزبه رسیدن پائیزوزمستان آگاه بود. اما بدلیلِ
نبودِ خط، علمِ نجوم:(رصدهانه)،علم هندسه وریاضات، نمیتوانست به”زمان سنجی”
درروستانشینی نائل آید.
۳- ازشش هزارسال پیش(در۴۰۰۰ ق.م) بشریت درتمدن سومر(درجنوبِ عراق) به شهر-
نشینی درشهرِ(اور)، با تمدنِ مداوم رسید که منجربه تشکیلِ دولت، و بوجودآمدنِ قانون،
ایجاد دینِ قومی، تجارت، مبادله، جمع آوریِ مالیات، وابداع خط درشهرِ(اوروک)
در:(۳۳۰۰ ق.م) و حساب و رصدخانه درزیگوراتِ شهر(اور) ودرنهایت به “زمان سنجی”
وتعیین چهارفصل (ازجمله نوروز) و(۱۲ماهِ) سال وهفته:(بازمین مرکزی، بنابه هفت ستارۀ
متحرک) رسید.
نام ماه ها ازنام ماه اخذ شد. هفته هم نام هفت ستاره را درزبانهایِ لاتین وانگلیسی، با
خوددارد:
یکشنبه:سان دِی:روزِخورشید/ دوشنبه: مان دِی:روزِماه / سه شنبه:ماردی = مارس دِی:
روزِ مارس:مریخ/ چهارشنبه:مرکودی=مرکوردِی:روزِعطارد/ پنجشنبه:ژودِی= ژوپیتردِی:
روزِ مشتری/ جمعه: وانرو- دی: ونوس دی: روزِزهره/ وشنبه: ساتردِی:همان ساترن دِی یا

4

روز زُحل است. ترتیب روزهای هفته تا تمدن اسلام(تاریخ یعقوبی)، با ترتیب واقعی منطبق
نشد.
در موردعلمِ سومری، علاوه برکتاب (ساموئل کرامر) با عنوان” تاریخ ازسومرشروع
میشود” که توسط داوُد رسائی با نام”الواح سومری” بارسائی بفارسی ازچاپ دوم آن ترجمه
شده است، نیزنگاه کنید به: جُرج سارتن، تاریخِ علم (فصلِ ۳، صفحات۶۱ -۱۰۳) ترجمۀ
احمد آرام.
“زمان سنجیِ” سومریانِ تجارت- پیشه، نه برمبنایِ ده (تعدادِانگشتانِ دودست) که برمبنای
(۶ و۶۰) قرارداشت که به ده رقم قابل تقسیم است! وهنوزهم دقیقه وساعت را به سومری با
شصت می سنجیم: (شصت ثانیه = یک دقیقه / شصت دقیقه = یکساعت).
سومریان، همانندِسال(که به چهارفصلِ سه ماهه تقسیم کرده بودند)، شبانه روزرا ابتدابه
داوزده وسپس بیست وچهارساعت(با چهاربخش شش ساعته) دررابطه باچهارعنصرخدائی
شان تقسیم کردند: همچون فصل ها، که هریک، طبع غالبِ یکی ازچهارعنصرویاچهارخدای
سومری را داشت، هرشش ساعت شبانه روزِ(بیست وچهارساعته) نیزدرتشابه با فصل ها،
خصلتِ یکی ازچهارخدای سومری درآن غالب بود: (آن) خدایِ آسمان، همچون پدر،
باطبعی(گرم وخشک) که (خورشید) سمبل ونمودآن است/(کی) خدای زمین همچون
مادریعنی (خاک) با طبعی سرد وخشک / (انلیل) خدای هوا وفرزند آن دو(آسمان وزمین)،
با طبعی گرم ومرطوب/ و(انکیدو) خدای آب ها (دریاهای ژرف وآب های کنترل شده:
شیرین) با طبعی سرد ومرطوب.
طب سنتی برتعادل این چهارطبع متضاد،که متکی وناشی ازآن چهارعنصربودنداستواربود:
فصل تابستان، وظهر(شبانه روز): گرم وخشک هستند: مثل خورشید وآسمان/
فصل پائیزوعصرِ(شبانه روز): گرم ومرطوب هستند: مثل هوا /
فصل زمستان وشبِ (شبانه روز): سرد وخشک هستند: مثل خاک /
وفصل بهار وصبح (شبانه روز): سرد ومرطوب هستند: مثل آب
چارطبعِ مخالف وسرکِش / چند روزی بُوَند با هم خوش(خُش)/(سودا،صفرا،دَم وبلغم)
چون یکی زین چهارشد غالِب / جان شیرین درآید از قالَب(قالِب) خوانده میشود/ سعدی

5

درالواح سومری، به مُناظِرۀ تابستان وزمستان (الواح سومری یا تاریخ ازسومرشروع
میشود ص: ۱۵۵و۳۲۵) و نیزبه مزارعی که درچهارفصل میوه میدهند(ص ۱۱۸) برمی
خوریم.

درمورد نوروز، درکتابِ (الواح سومری) در(صفحۀ ۱۲۹) می خوانیم:
نانشه (الهۀ عدالت ومهربانی) دراولین روزِسالِ نو، به حسابِ (نیک وبد) مردم میرسد،
نی- دابا الهه یا (زن خدایِ) حساب وکتاب وشوهر(نانشه) “خای” وچندین گواه
نیزحضوردارند.
در(صفحۀ ۲۶۵) الواحِ سومری: پادشاه سومردراولین روزسال نو(نوروز)، با یکی اززنان
کاهنۀ معبدِ اینانا (معبدِ زهره:الهۀ عشق) ازدواج میکرد تا ازباروری خاک و زادو- وَلَدِ
زنان کاسته نشود ودر(صفحۀ۲۸۷) ازآوردن هدایائی دراول (هرماه وهرسال) هم سخن رفته
است.
ژان بوترو دانشمند سومرشناس فرانسوی، وهمکار کرامر،هم درکتابِ بین النهرین(صفحۀ
۱۰۶) وبخصوص در”ادیان خیلی باستانی دربین النهرین” بفرانسه در(صفحۀ ۳۱۶)
ازمراسم سال نوو نوزوزنام میبرد ودر(صفحۀ ۳۰۶)همان کتاب به دوازده روزجشن
نورزی درسومر اشاره میکند وروزسیزدهم استراحت میکردند(برخلاف امروزکه میخواهند
خرافۀ نحس سیزده را بِدَرکنند)!
درمورد تقویم سومری به (صفحۀ ۲۹۲-۲۹۴) ژان بوترودرهمان کتابِ”ادیان خیلی باستانی
بین النهرین” رجوع نمائید.
دربارۀ انواع واَشکالِ “زمان- سنجی” ها رجوع شود به: کتاب ارزندۀ کرزی-ستوف پُمان،
با عنوان : ترتیبِ درست زمان(ها)، ۱۹۸۴، چاپ گالیمار(بفرانسه).
KRZYSTOF POMAN: L’ORDRE DU TEMPS,1984. Edition : Gallimard
ونیز درکتابِ مقالات تقی زاده جلداول(صفحۀ:۱۸۵-۲۲۵) به دومقاله باعنوان: تاریخِ زمان
(تقویم)، ونوروزرجوع نمائید.”زمان سنجی” ونوروزازسومرِالتصاقی(پیوندی) زبان،
ازیکسو به مردمان تصریفی(سامی) زبانِ اککد وبابل وآشور رسید وازسوی دیگربه اقوام
التصاقی (پیوندی) زبان ایلامی منتقل شد که آغازگران تمدن درسرزمین ایران
از(۳۲۰۰ق.م) (پنجهزار ودویست سال پیش) تا(۶۴۰ ق.م) بمدت (۲۵۶۰ سال) بودند:(شاید
طولانی ترین حکومت تاریخ بشری است). ایلامی ها مبنای عدد را، بجای شصت، عدد ده

6

گرفتند(انگشتان دست) و فصل راهم به تابستان بزرگ و، زمستان بزرگ تقسیم کردند
ودوعیداصلی داشتند:
۱- عیدِجو: مصادف با نوروز و/۲- عید شراب دراول پائیز(مهر). زنده یاد دکترعلی
مظاهری (اَلی مزاهری!) استاد تحصیلات عالی درپاریس، مقالۀ ارزنده ای دربارۀ تقویم
وماه های ایلامی بفرانسه دارد. ارثِ” زمان سنجی” تمدن ایلام دردوپایتختِ ایلام یعنی
در(شوش وانزان) به هخامنشیان رسید. مقایسۀ ماه هایِ ایلامی با پارسی باستان درکتیبۀ
بیستونِ داریوش، بخوبی این بده بستان را نشان میدهد. درسه ماهِ (پنجم، ششم و یازدهم)
چون جنگی نبوده، در لیست پارسی باستان نام آنها معلوم نیست. شانزده سال پیش درهفته
نامه شهروند/شمارۀ ۱۲۲۱/ ۱۹مارس۲۰۰۹=۲۸ اسفند۱۳۸۷صفحه(۲۰-۲۲+۸۳)/ درص
۲۲به مقایسۀ آنها پرداخته ام.
درویکی پدیا هم میتوان درزیرعنوانِ:(گاه شماری پارسی قدیم) آن دورا مطالعه کرد. نیزدر
صفحۀ نُه (۹) درمقاله ام با عنوان (نوروزوخاستگاه علمی آن) نام ماه هارا میتوان دید.
نوروزدرزمان ساسانیان نیزگرامی داشته میشد وچون(برخلافِ سلوکیها) مبدء تاریخی
نداشتند ازآغازسلطنت هرشاه تامرگ اوراحساب میکردند. نوروزپیروز(ساسانی) معروف
است.
بسبب اینکه سال تاجگزاری یزدگردسوم آخرین پادشاه ساسانی (درسال۶۳۲ میلادی برابرده
هجری شمسی) است، سالشماری(۳۶۵ روزۀ) یزدگردی(زردشتیان)، ده سال، ازسال
شماریِ هجری شمسی(ملکشاهی)عقب تراست.(۱۴۰۴ه.ش=۱۳۹۶یزدگردی).سال اول
هجری (شمسی وقمری) منطبق با سال (۶۲۲ میلادی) است. درتطبیق با ماه ها این دو فرق
میکنند.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%DA%AF%D8%A7%D9%87%E2%80%8C%D8%B4%D9%85%D8%A7%D8%B1%DB%8C_%DB%8C%D8%B2%D8%AF%DA%AF%D8%B1%D8%AF%DB%8C
نوروزبه درخواست جمهوری آذربایجان در۸ مهر۱۳۸۸ خورشیدی، توسط سازمان علمی و
فرهنگی سازمان ملل متحد (یونسکو)، به عنوان میراث جهانی، به ثبت جهانی رسید؛ ومجمع
عمومی سازمان ملل درنشستِ(۴اسفند ۱۳۸۸)، (۲۱ماه مارس) را به‌عنوان روزجهانی عید
نوروزکه جشن سیصد میلیون انسان است، به‌ رسمیت شناخت و آن را درتقویم خود جای
داد.
بعدازسومریان، (زمان سنجی) چون نیازهرتمدنی است، درتمدنهای بعدی بامبدء های
گوناگون زمان سنجی های مختلفی بوجودآمدازجمله درمصردررابطه با طغیان سالانۀ رود

7

نیل درارتباط بودوسال(۳۶۵) روزه رابه سه فصل چهارماه بامبدء ماه ثوت(در۱۶-
۱۹ژوئیه/ ۲۵ تا ۲۹تیر) تقسیم میکردند.
https://www.kheradgan.ir/p/14057 گاهشماری در مصر باستان/سایت خردگان
و(جرج سارتون، تاریخ علم صفحه:۲۸-۵۱).
درتمدن مایا درامریکای مرکزی(که حداقل از۱۰۰۰ق.م تا۲۵۰میلادی تداوم داشت ودر
۱۵۴۶میلادی منقرض شد) بی ارتباط با سومر، بدلیل انگشتان دست وپا، مبنای عددشان
بیست بود:(آدریان جیلبرت/ موریس کوتِّرِل کتاب پیشگوئیهای مایا ص ۲۷۶). مایاهاُ ماه
های بیست روزه داشتند، و داری دوتقویم بودند: تقویم خاص(شاهان) که (سال ۱۳ماهه
با۲۶۰ روز) داشت وسال عادی( ۱۸ ماهه با ۳۶۰ روزه) با پنج روزاضافه (خمسۀ مسترقه
بقول منجمین مسلمان). این دوتقویم هر۵۲ دوسال مبدء شان باهم تلاقی میکرد، با تعدادهفته
های سومری دریکسال برابراست. مایاها (صفر) را در سال(۳۶ ق.م) کشف کردند. هندی
ها درقرن سوم میلادی ببعد به کشف صفر نائل آمدند.
دراستون هنج انگلستان نیزکه (از۳۱۰۰ تا ۲۲۸۰ ق.م) ایجاد شده، تقویم شمسی- قمری
است ومبدء آن بسبب ابری بودن انگلستان دربهار، ازانقلاب تابستانی شروع می شد
وباطرزتابش آفتاب به اتاقک، تعیین می گشت.
تقویم رومی با ده ماه آغازشد(آخرین ماهش دسامبریعنی ده). زمان ژولیوس سزار
وجانشینش اگوست، دوماه (ژوئیه واگوست) بنام آن دوبرآن افزوده شد وازسپتامبرتا دسامبر،
دوماه جابجا شد(سپتامبرِماه هفتم، شدماه نهم؛ و تا دسامبرِبمعنای ماه دهم، شدماه دوازدهم.
درمسیحی کردن این تقویم رومی، چون تولدعیسی رادرعصر۲۴دسامبربود(۲۵ حساب
میکنند! چون رومی ها روزرا ازظهرو نه نصف شب میگرفتند)اول ژانویه:هشتمین
روزتولدی دینی هرکودک یهودی (عیسی) یعنی روزختنه سوران اواست، چون سّرِکلیسا
است مسیحیان اغلب ازآن خبرندارند.
https://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D9%88%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D9%86%D8%AC

سوم- سهم ایران(سلجوقی) درتثبیت نوروز
هرکشف مهم، هم برنیازِاجتماعی، سیاسی، نظامی واقتصادی متکی است وهم بفراهم بودن
یا نبودن امکانات فرهنگی، علمی، تکنیکی، دانشمندان وپادشاهان خوب یا بد، وابسته است.

8

امپراتوری سلجوقی که ازکاشغرچین تا دریای مدیترانه گسترده بود(بعدازامپراتوری
هخامنشی داریوش، بزرگترین امپراتوری تاریخ ایران است) سلطان حسن ملکشاه برای
جمع آوری مالیات این امپراتوری، نیازبه تقویم دقیقی داشت تا بداندکه محصول کجا، کی
میرسدتا مامورِ مالیاتش را به آنجا، درآن موقع بفرستد. چون ماه اول سال قمری(محرم)
درگردش بود واغلب به ماه هائی میافتاد که محصولی وجود نداشت تامالیاتی گرفته شود،
بنابراین بدرد زمان سنجی نمیخورد، کاربُردِ اقتصادی، نظامی وعلمی نیزنداشت، وفقط کار-
بُردِ مذهبی داشته ودارد.
اعراب درپیش ازاسلام، به پیروی ازبابل، تقویم شمسی- قمری(با نام های زراعتی) داشتند.
هردویاسه سال یکماه را(بنام ماهِ نِسی) به آن اضافه میکردند. محرم دربهمن ماه وربیع
الاول وربیع الثانی درماه اول و دوم بهار(یعنی ربیع) قرارمیگرفت، همینطورجماد
الاول(خرداد) و جمادی الثانی در(تیر) ماه، رمضان(درمعنای ماهی با شدت حرارت)
در(مهر) ماه عربستان قرارداشت. پیامبراسلام با دوآیۀ (۳۶ و۳۷) سورۀ (نُهُم: توبه)، تعداد
ماه ها نزدخدا را دوازده تا اعلان کرد وماهِ (نِسی) را افزون برکفرتلقی نمود. این
کاردرمدینه آنهم درسال هفتم هجری (چهارسال مانده بمرگ پیامبر) اشکال مهمی
ایجادنمیکرد. اما وقتی امپراتوری اسلام درزمان ولیدبن عبدالملک(۸۶-۹۶هجری) به دومین
امپراتوری سنتی تاریخ بشر،بعدازمغول مبدل شد. چون(سال ۳۵۴ روزۀ قمری) یازده یا
دوازده روزدرهرسال، وهرسه سال بیش ازیکماه ازسال -شماریِ خورشیدی با ۳۶۵
روز(و۵ ساعت و۴۸ دقیقه و۴۶ ثانیه)عقب میماند. وچنانکه اشاره شد(محرم) اغلب به
فصول وماه هائی می افتاد که محصولی برای اخذمالیات وجودنداشت!
درزمان متوکل(۲۴۳هجری) وزمان المعتضدبالله(۲۸۲ هجری) عباسی و..، به اصلاح تقویم
شان کوشیدند(مقالات تقی زاده جلداول ص ۱۹۳-۱۹۴)، اما تا زمان ملکشاه سلجوقی کار
اساسی انجام نشد. ازسومرتا تنظیم زیجِ (ملکشاهی)، نوروزتغییرمیکرد وسرِجای خود نبود.
زیرا قبل اززیج جلالی(ملکشاهی)، سال(۳۶۵) روزۀ سومری(وهمانندسال یزدگردی) هر
چهارسال یک روز، وهر(۱۲۰) سال، یکماه عقب میماند.
نوروزدرتاجگزاری یزدگرد سوم، بسبب فوق وکمبود دانش ودانشمند (منجم وریاضی دان) و
نیزنبودِ بودجه کافی به / شانزدهم(۱۶) ژوئن(۶۳۲) = بیست وششم(۲۶) خرداد سال (۱۱)
هجری شمسی وهیجدهم (۱۸) ربیع الاول سال اول(۱۱) هجری قمری/ افتاده بود!
جلال الدوله حسن ملکشاه درهمان اولین سال سلطنت بیست سالۀ خود در(۱۰۷۲ م=۴۵۰
ه.ش) درشهراصفهان، دستورساختن رصدهانه ای را داد وازکل امپراتوری سلجوقی هشت
منجم رادرآنجا جمع کرد:

9

۱-ابوالمظفراسفرازی،۲- فضل بن محمد لوکری(دهی درخاورِمَرو)،۳- نجیب واسطی(از
عراق)،۴-ابوالفتح خازنی(اسیربیزانسی ساکن مرو)، ۵- بهرام منجم خاص آن زمان ملکشاه،
۶- ابن کوشک بیهقی مباحی ۷- محمدبن احمدمعموری بیهقی ۸-عمرخیام نیشابوری/
عمرخیام (۱۰۴۸-۱۱۳۱م/ ۴۲۷-۵۱۰ ه.ش) درسن بیست وچهارسالگی، جوانترین عضوِآن
هیئت بود. امروزهم ریاست چنین هیئتی را بجوان بیست وچهارساله واگذارنمیکنند چه
رسددرعهد سنت.
درآن سال (۱۰۷۲م=۴۵۰ ه.ش)، نوروز، به هیجدهم حمل (فروردین) افتاده بود که آنرا به
اول حمل (فروردین) آوردند ودیگرتکان نخورد.
https://ghezel.blog.ir/post/%D8%B1%DB%8C%D8%A7%D8%B6%DB%8C%D8%AF%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D9%87%D8%A7%20%D8%8C%20%D9%85%D9%86%D8%AC%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%8C%20%D9%BE%D8%B2%D8%B4%DA%A9%D8%A7%D9%86%20%D8%8C%20%D9%81%DB%8C%D9%84%D8%B3
%D9%88%D9%81%D8%A7%D9%86%20%D8%8C%20%D9%85%D8%B4%D9%87%D9%88%D8%B1%20%D8%AF%D9%88%D8%B1%D9%87%20%D8%B3%D9%84%D8%AC%D9%88%D9%82%DB%8

C

بعدازشش سال(۱۰۷۸م=۴۵۶ ه.ش) ، با صرف یک میلیون ودویست هزاردینار(طلا)، و
سر – کِشی مداوم ملکشاه، زیج جلالی (منسوب به جلال الدولۀ حسن ملکشاه) تنظیم شد که
اساس تقویم کنونی ایران وافغانستان است. چنانکه اشاره شد ازآن زمان، نوروز، دیگرتکان
نخورد.
اینست سهم ایرانِ سلجوقی، درتثبیت نوروز و رسمیّت دادن به سال شماری شمسی دقیق،
دربرابرِ تقویم وسال شماری چوپانی قمری.
ملکشاه، برای بستن دهنِ آخوند ها، برتقویم خود، نام تقویم (هجری شمسی) گذاشت، معنی
آن اینکه: پیامبراسلام دربیست ونهم اسفندازمکه حرکت کرده واول فروردین واردِمدینه شده
است که آغازهجری شمسی است. اما ارتجاع زخمی، بعدها یک آجرازآن رصدخانه باقی
نگذاشت!
ترتیبِ گرامری(صفت واسم) درنوروز همانند لقبِ(سلطان حسنِ) ملکشاه، ترکی است.
فارسی آن همچناکه فردوسی درشاهنامه درپیدایشِ اسطوره ای” نوروز” آورده است روزِنو
می شود:

به جمشید برگوهر افشاندند / مر آن روز را روزِنو خواندند

لقب(ملکان شاهِ)یا(ملکشاهِ) ترکی، درفارسی (شاهِ ملک) یا (شاهِ ملکان:یعنی شاهِ ملک ها)
می شود. چنانکه ذبیج بهروزدرکتاب تقویم وتاریخ، ایران کوده، صفحۀ (۵۳ و ۶۲) بدرستی
می نویسد که:”ملکشاه”مطابق سلیقۀ زبان فارسی نیست. درفارسی وفرانسه اسم قبل ازصفت
میآید، برعکس درترکی وانگلیسی، اسم بعدازصفت قرارمی گیرد: (روزنو) و(شاهِ ملک)

10

فارسی، (نوروز) و(ملکشاه) ترکی میشود. درسیستم فدرال سنتی سلجوقی،سلطان حسن،(شاهِ
ملک ها) بود درمعنای شاهنشاه: بمعنای شاه شاهان. بدون وجود شاهان
دیگرشاهنشاه(ملکشاه) فاقد معنا می شود. نام درست تکشاهی،(پادشاه) است. پاد درمعنای
نگهدارنده ونه ضد: همانند پادگان.
پس ازتنظیم زیج جلالی(ملکشاهی)، زیج خانی(هلاکوخان وسپس غازان خان)، تنظیم شد تا
به دقیق ترین تقویم عصرسُنت، درزمان اولوغ بیگ(بیگ والا) نوۀ امیرتیموردرسمرقند
رسید. اوبیاری جمشیدغیاث الدین کاشانی، چون عدد پی را بجای دورقم (۱۴/۳) تا شانزده
رقم دقیق حساب کردند، زیج اولوغ بیگ، تقریباً ده برابردقیق تراززیج جلالی(ملکشاهی)
استکه درهر سیصد وپنجاه سال، یکروزازحرکت حقیقی (زمین بدورخورشید) عقب میمانَد.
زیج الوغ بیگ هرسه هزاروسه سال یکروزعقب میماند.
باکشف خورشید-مرکزیِ وبیضوی بودن مدارگردش زمین به دور خورشید:(کپرنیک)
وبتاریخ سپرده شدنِ(زمین- مرکزی با دایروی پنداری گردش خورشید به دورزمین) وکشف
جبرآنالیزِ (نیوتن) و(لایبنیتس)…، خطایِ محاسبه تعیین نوروز، درعصرِعلم وحقوق بشر،به
صفررسید.
درموردتثبیت نوروز به همت آن هشت منجم وخواست و بودجۀ سلطان حسن ملکشاه
سلجوقی، ما پیشکسوت بودیم وحق داریم به آن افتخارکنیم.

ششم مارس(۲۰۲۵)/ شانزده اسفند(۱۴۰۳) ضیاء صدرالاشرافی


درسایت مقالات(میهن.تی.وی) مقاله ای باعنوان (نوروزوخاستگاه علمی آن) درسال (۲۰۲۰
/۱۳۹۹) نوشتم که درآن به انواع سالشماری ها اشاره کردم. درضمن درصفحۀ (۲۲-۲۳)
متن وصفحۀ (۲۹تا۳۱) زیرنویس، به نقد تقویم شاهنشاهی، به نقل اززنده یاداسماعیل
پوروالی، پرداختم.
مقاله ها درسایت میهن تی وی:
https://mihantv.com/?s=%D8%B6%DB%8C%D8%A7+%D8%B5%D8%AF%D8%B1%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B4%D8%
B1%D8%A7%D9%81%DB%8C

اصل مقاله یِ (نوروزوخاستگاه علمی آن)

11

https://mihantv.com/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d8%a7%d8%aa/%d9%86%d9%88%d8%b1%d9%88%d8%b2%
d8%8c-%d8%ae%d8%a7%d8%b3%d8%aa%da%af%d8%a7%d9%87-%d9%88-%d8%aa%d8%a7%d8%b1%db%8c%d8%ae%da%86%db%80-
%d8%b9%d9%84%d9%85%db%8c-%d8%a2%d9%86/
یا
https://view.officeapps.live.com/op/view.aspx?src=https%3A%2F%2Fmihantv.com%2Fwp-
content%2Fuploads%2F2020%2F03%2F%25D8%25AE%25D8%25A7%25D8%25B3%25D8%25AA%25DA%25AF%25D8%25A7%25D9%2587-
%25D9%2586%25D9%2588%25D8%25B1%25D9%2588%25D8%25B2.docx&wdOrigin=BROWSELINK
خلاصۀ آن اینکه: محمد رضا شاهِ خرافاتی (که بنظرش مأموریتی برای وطنش ایران
ازطرف خدا داشت!)، تقویم جعلی شاهنشاهی را / که خوددر(کتاب جواب به
تاریخ)،ازاشتباهات سیاسی خود قلمداد کرد/ خواست براساس تقویم جلالی(ملکشاهی)، آن
تقویم را طوری تنظیم کنند که ازکوروش دوم تا سلطنتِ محمد رضا شاه(۱۳۲۰) درست
دوهزاروپانصدسال باشد!
به نوشته زنده یاد اسماعیل پوروالی(روزگارنو: ۲۳ نوامبر۱۹۹۶=۲ آذر۱۳۷۴ صفحه:
۲۴-۲۵) اگرمبدء آن تقویم شاهنشاهی را، تاریخ تولد کوروش میگرفتند به اول رضا شاه
(ض.ص: با اختلاف بیست وچهارسال درتولد کوروش: از(۶۰۰ تا ۵۷۶ قبل ازمیلاد): به
مظفرالدین شاه (۱۹۰۰میلادی=۱۲۷۹ه.ش) تا احمد شاه(۱۹۲۴م=۱۳۰۳ه.ش) برمی خورد.
واگرتأسیس سلطنت کوروش در(۵۵۰ ق.م)، را(با انقراض مادوتصرف همدان) درنظرمی
گرفتند، مصادف با سالِ(۱۳۲۹) و ملی شدن نفت بهمت محمد مصدق می شد.
اما جشن دوهزارپانصدمین سال شاهنشاهی را درسال (۱۳۵۰ه.ش=۱۹۷۱م) برگزارکردند
که مصادف بودبا(۵۲۹.ق.م) یعنی سالِ مرگ(ض.ص: کشته شدن) کوروش (ض.ص: بدست
شاه وملکۀ ماساژتها یعنی تومیریس).(ض.ص: چنانکه اشاره شد محمد رضا شاه میخواست
از(کوروش) تا سلطنت خودش دوهزاروپانصد سال باشد: تولد، تأسیس سلطنت یا مرگ
وکشته شدن فجیع کوروش بدست تومیریس، برای محمدرضا شاه/ باسروش آریامهری اش/
اهمیتی نداشت!).
سخن ناگفته در مورد تقویم ها زیاد است.
سپاسگزارایرادها واِشکال ها، ویارفع اشکالِ های خوانندگان محترم هستم.
سخن خود را با این جملۀ افلاتون حُسن خِتام می بخشم:

همه چیز را همگان دانند وهمگان دکتر ضیاء صدرالاشرافی